بعُد سوم آرمان نامه _(فرگرد فرمانروا )_بخش اول

بعُد سوم آرمان نامه ارد بزرگ
بعُد سوم آرمان نامه ارد بزرگ
* فرگر د فرمانروا*
بخش اول
آن چنان به ایران علاقه مندم که حتی تمام بهشت را
با یک وجب از خاک ایران عوض نمی کنم. «عارف قزوینی»
دراین بخش نگاهی اجمالی خواهیم داشت
بر تاریخ فرمانروایان ایران وجهان
وبر اساس آن به نام جدید فرمانروا خواهیم رسید
که بنام پرزیدنت یا رئیس جمهور
وبر اساس آن به نام جدید فرمانروا خواهیم رسید
که بنام پرزیدنت یا رئیس جمهور
تغییر یافته است.
....
تاریخ گذشتگان نشان میدهد که
....
تاریخ گذشتگان نشان میدهد که
همانگونه که از نام فرمانروا نیز برمیخیزد
درزمان های گذشته
فرمانروا کسی بود که درجامعه پیشین فرمان دهنده وآمر
وامر دهنده بر دیگران بود
وانتخاب یک فرمانروا نیز بدست مردم نبود
فرمانروا کسی بود که درجامعه پیشین فرمان دهنده وآمر
وامر دهنده بر دیگران بود
وانتخاب یک فرمانروا نیز بدست مردم نبود
واز پدر به پسر میرسید ،درنتیجه مردم یک کشور
هیچگونه انتخابی دراین زمینه
نداشتند وبدین شکل
نداشتند وبدین شکل
فرمانروا انسانی صالح بود یا خیر
فرقی بحال جوامع آنزمان نمیکرد .
وهمچنان نیز درکشورهائی که پادشاه یا فرمانروا
حکفرمائی میکندنسل به نسل این
مقام به فرزند بعدی به ارث میرسد تفاوت کوچکی که دراین میان
صورت گرفته است از لحظ انتخاب در جامعه ی امروزی
مقام به فرزند بعدی به ارث میرسد تفاوت کوچکی که دراین میان
صورت گرفته است از لحظ انتخاب در جامعه ی امروزی
این استکه درصورتی که فرزند اول پادشاهی در
ممالک اروپائی دختر باشد دیگر
منتظر اینکه فرزند بعدی شاید پسر باشد ویا اینکه
منتظر اینکه فرزند بعدی شاید پسر باشد ویا اینکه
حتما پادشاهیپسر دار شود نمی مانند ،
وهمان دختراول بعنوان اولین وارث پادشاه
وهمان دختراول بعنوان اولین وارث پادشاه
برای آینده ی سلطنتی ان کشور
انتخاب میشود وبا نام
انتخاب میشود وبا نام
ملکه ی آن کشور
ادامه ی سلطنت پادشاهی پدر را بر عهده
خواهد گرفت
وملکه الیزایت در انگلیس نیز
نمونه بارزی ازاین استکه پس ازمرگ پادشاه چون
نمونه بارزی ازاین استکه پس ازمرگ پادشاه چون
همسر او بود وشاهزاده
در سن مناسب نبود تاکنون بر تخت سلطنت نشسته است
در سن مناسب نبود تاکنون بر تخت سلطنت نشسته است
وبر اساس همان
میراث پادشاهی بالاخره سرانجام خدا میداند کی
میراث پادشاهی بالاخره سرانجام خدا میداند کی
سلطنت به پسر او میرسد
البته اگرلطف خدا مرحمت نموده و
البته اگرلطف خدا مرحمت نموده و
عمری بر او باقی بگذارد!
چون درحال حاضر پدربزرگ منو شما شده است!
چون درحال حاضر پدربزرگ منو شما شده است!
بهرشکل.....
در گذ شته و در زمانهای دور دربین فرمانروایان از
در گذ شته و در زمانهای دور دربین فرمانروایان از
مهربانی وعطوفت کمترخبری بود
وتنها وقتی محبت ومهری صورت میگرفت که
هدیه و سوغاتی از جانب مردم فقیر میرسید
که آنهم یا از مالیات مردم بخت برگشته ی آنزمان بود
که آنهم یا از مالیات مردم بخت برگشته ی آنزمان بود
که باعث جشن وسرور
همگان در قصرها وبارگاه آنان میشد ویا کسی هدیه ای
همگان در قصرها وبارگاه آنان میشد ویا کسی هدیه ای
به مقام فرمانروا پادشاه
اهدا میکرد که در صورت خوش نیامدن
اهدا میکرد که در صورت خوش نیامدن
پادشاهان وفرمانروایان
معلوم نبود چه برسر اهدا کننده می آمد .
وبطورکل فرمانروایانی که اینگونه به ظلم و ستم
معلوم نبود چه برسر اهدا کننده می آمد .
وبطورکل فرمانروایانی که اینگونه به ظلم و ستم
عمل میکرده اند بسیار بوده
و آنگاه بااو برخوردی ناعادلانه کرده حتی به مرگ
و آنگاه بااو برخوردی ناعادلانه کرده حتی به مرگ
نیز محکوم میکرد ند
و در چشم اینگونه فرمانروایان چنین افرادی
و در چشم اینگونه فرمانروایان چنین افرادی
یک تهدید به حساب می آمده اند
و(ناسازگار وهرج ومرج طلب وآشوبگر )
و(ناسازگار وهرج ومرج طلب وآشوبگر )
شمرده میشدند.
هرکه فریادرس روز نصیبت خواهد
پو در ایّام سلامت ، به جوانمردی کوش
بنده ی حلقه بگوش ار ننوازی ، بـِرود!
لطف کن ، لطف ، که بیگانه شود حلقه بگوش!
گلستان سعدی
هرکه فریادرس روز نصیبت خواهد
پو در ایّام سلامت ، به جوانمردی کوش
بنده ی حلقه بگوش ار ننوازی ، بـِرود!
لطف کن ، لطف ، که بیگانه شود حلقه بگوش!
گلستان سعدی
●●●●
** ره بهتر**
نه هرکس راه " بدخلقی " بداند
تواند ره به خوشبختی کشاند
فغان سر میدهد , روزی سر آخر
وگر ظلمی به دیگر کس رساند
" ره بهتر " بباید, او بیابد
رهی صلح وصفا گر می تواند!
ره دنیا ره ظلم وستم نیست
چو این شد از جهان چیزی نماند!
تواند ره به خوشبختی کشاند
فغان سر میدهد , روزی سر آخر
وگر ظلمی به دیگر کس رساند
" ره بهتر " بباید, او بیابد
رهی صلح وصفا گر می تواند!
ره دنیا ره ظلم وستم نیست
چو این شد از جهان چیزی نماند!
ف.شیدا
* فرمانروایان بی خرد ، مردم را شاگرد خویش می پندارند . ارد بزرگ
اینگونه اعمال باعث میشد که مردم واشخاص
اینگونه اعمال باعث میشد که مردم واشخاص
عام وخاص با قتل هائی
فرامانروا وحاکمان زیر دست او واطرافیانش
فرامانروا وحاکمان زیر دست او واطرافیانش
اجرا میکردند
باعث میشدندکه همه به وحشت افتاده
و با تولید این ترس در جامعه دیگران را وادار
به سکوت کرده وهم فرمانداری ومقام خود را
به سکوت کرده وهم فرمانداری ومقام خود را
حفظ میکردند
وهم به آنچه میل واراده آنان بود رسیده بیشتر زندگی خود را
درعیش ونوش وخوشگذرانی سر میکردند
ودیکتاتوری وخفقا ن ظالمانه ای
وهم به آنچه میل واراده آنان بود رسیده بیشتر زندگی خود را
درعیش ونوش وخوشگذرانی سر میکردند
ودیکتاتوری وخفقا ن ظالمانه ای
بر ملت ومملکت وملت وشهرهاسایه انداخته بود.
ازاین رو بسیاری ازاینان درتاریخ ملتها ی دنیا،
سرنوشتی جز انقراض را فرمانروائی خود را
سرنوشتی جز انقراض را فرمانروائی خود را
شاهد نبوده اند.
* فرمانروای دانا می داند ،
* فرمانروای دانا می داند ،
●●●●
* درکمین *
نه آن دل میشود شادان ،که " تنها وغمین" باشد
نه ثروت میدهد شادی ، چو " تنها " بر زمین باشد
ببین دنیا ی فانی را ! نماند تا ابد انسان !
که مرگی بی خبر روزی , همیشه درکمین باشد!
ف.شیدا
نه آن دل میشود شادان ،که " تنها وغمین" باشد
نه ثروت میدهد شادی ، چو " تنها " بر زمین باشد
ببین دنیا ی فانی را ! نماند تا ابد انسان !
که مرگی بی خبر روزی , همیشه درکمین باشد!
ف.شیدا
بد نیست روایتی از گلستان سعدی
را مروری داشته باشیم ،در وصف
پادشاهان وفرمانروایان گذشته :
پادشاهی کمر به قتل مردی بست وازانجا که مرد دست
ازجان شسته بود شروع به بدوبیراه گفتن ودشنام دادن
به پادشاه وملک ودولت اوکرد
چراکه وقتی که کسی دست از جان شسته باشد
پادشاهی کمر به قتل مردی بست وازانجا که مرد دست
ازجان شسته بود شروع به بدوبیراه گفتن ودشنام دادن
به پادشاه وملک ودولت اوکرد
چراکه وقتی که کسی دست از جان شسته باشد
دیگرهرچه دلش بخواهد برزبان آورده ومیگوید
زیرا که دیگر دلیلیبرای ترس ازچیزی ندارد
ومیداند خواه ناخواه کشته خواهد شد!
پادشاه از وزیران خود پرسید که این مرد چه میگوید
وزیر اول بخاطر مصلحت اوضاع گفت: تقاضا میکنند که
شما خشم خودرا فروخورده واز
کشتن او صرفنظر کنید .
کشتن او صرفنظر کنید .
دل پادشاه به رحم آمده واورا بخشید
وزیر دوم که ضد این مرد بود گفت :
این درست نیست که در خدمت خدائی چون شما باشیم
وزبان بدروغ بازکنیم
و به شما دروغ بگوئیم این محکوم زندانی ،
این درست نیست که در خدمت خدائی چون شما باشیم
وزبان بدروغ بازکنیم
و به شما دروغ بگوئیم این محکوم زندانی ،
شمارا به ناسزاه وبدوبیراه
گرفته است
پادشاه ابروهایش درهم رفت وگفت :
پادشاه ابروهایش درهم رفت وگفت :
آن دروغ مصلحت امیز را بهتر پسندیدم
تا راستی که اینطور مرا ناراحت کرد!
نشنیده ای مگر که
" بزرگان وانسانهای عاقل"
میگویند که :
*" " دروغ مصلحت آمیز بهتر از راست فتنه انگیز است!""*
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(متن اصلی از * گلستان سعدی*):
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(متن اصلی از * گلستان سعدی*):
پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری
اشارت کرد بیچاره در آن حالت نومیدی مَلَک را دشنام دادن گرفت
(دشنام میداد)
وسقط گفتندوبیراه وناسزا گفتن، که" گفته اند:
*هرکه دست از جان بشوید ، هرچه دردل دارد بگوید!
ملک پرسید: چه میگوید ؟ یکی از وزرا گفت : ای خداوندگار، همی گوید:
اشارت کرد بیچاره در آن حالت نومیدی مَلَک را دشنام دادن گرفت
(دشنام میداد)
وسقط گفتندوبیراه وناسزا گفتن، که" گفته اند:
*هرکه دست از جان بشوید ، هرچه دردل دارد بگوید!
ملک پرسید: چه میگوید ؟ یکی از وزرا گفت : ای خداوندگار، همی گوید:
" والکاظمین الغَیط و العالفینَ عُن الناس" ۱.
ملک را رحمت آمد واز سرخون او درگذشت.
وزیر دیگر که ضد او بود گفت " ابنای"۲ ٬
جنس مارا " نشآید " ۳،
در "حضرت " ۴ پادشاهان جز به راستی سخن گفتن!!"
این، مَلک را دشنام داد و ناسزا گفت!
مَلک روی ازاین سخن درهم کشید وگفت " ان دروغ وی پسندیده تر آمد!
مرا زین راست که تو گفتی، که روی ان مصلحتی بود
وبنای این بر "خـُـبـتی"۵!
وخردمندان گفته اند:
ملک را رحمت آمد واز سرخون او درگذشت.
وزیر دیگر که ضد او بود گفت " ابنای"۲ ٬
جنس مارا " نشآید " ۳،
در "حضرت " ۴ پادشاهان جز به راستی سخن گفتن!!"
این، مَلک را دشنام داد و ناسزا گفت!
مَلک روی ازاین سخن درهم کشید وگفت " ان دروغ وی پسندیده تر آمد!
مرا زین راست که تو گفتی، که روی ان مصلحتی بود
وبنای این بر "خـُـبـتی"۵!
وخردمندان گفته اند:
*( دروغ مصلحت آمیز بّـه ، ز" راست فتنه انگیز"!*)
توضیح کلمات پارسی:
توضیح کلمات پارسی:
۱/والکاظمین...(آل عمران/۱۳۴*)
وخشم خود را فروخورند واز مردم درگذرد!
۲/ابناء : پسران ، فرزندان (اینجا به معنی گروه وطایفه ی ما
۳/نشآید: شایسته نباشد
۴/حضرت(حضور، پیشگاه)
۵/خُبت : پلید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
... هرکه شاه آن کند که او گوید
حیف باشد که جز نکو گوید!!!
....و... برطاق ایوان فریدون نوشته بود:
وخشم خود را فروخورند واز مردم درگذرد!
۲/ابناء : پسران ، فرزندان (اینجا به معنی گروه وطایفه ی ما
۳/نشآید: شایسته نباشد
۴/حضرت(حضور، پیشگاه)
۵/خُبت : پلید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
... هرکه شاه آن کند که او گوید
حیف باشد که جز نکو گوید!!!
....و... برطاق ایوان فریدون نوشته بود:
جهان ای برادر نماند به کس
دل اندر جهان آفرین بند وبس
مکن تکیه بر ُملک دنیا وپشت
که بسیار کس چون تو پرورد وکـُشـت!
مکن تکیه بر ُملک دنیا وپشت
که بسیار کس چون تو پرورد وکـُشـت!
چو آهـنگ رفـتن کند جان پاک
چه بر تخت مردن چه برروی خاک!!!
چه بر تخت مردن چه برروی خاک!!!
* گلستان سعدی
...وبدینگونه بود
که بیشتر فرمانروایان فقط گوشی , برای شنیدن آنچه
دوست داشتند، بودند !
ودیگر سخنان مردم واطرافیان کمترین اثری در راه وروش آنان
میگذاشت !.
دوست داشتند، بودند !
ودیگر سخنان مردم واطرافیان کمترین اثری در راه وروش آنان
میگذاشت !.
چرا که درآن دوره خداوندگار
ُملک و کشور ومردم محسوب میشدند
واین قدرت کمی نبود بخصوص ووقتی
واین قدرت کمی نبود بخصوص ووقتی
" قدرت مقابله "
برای دیگران باقی نمانده باشد
وتوان خدائی کردن نیز از" ترس وخوف "
به او داده شده باشد.
ودرعین حال اکثرا نیز هیچگونه احساس مسئولیتی را
درقبال کشور وملت احساس نمیکردند و همواره
ودرعین حال اکثرا نیز هیچگونه احساس مسئولیتی را
درقبال کشور وملت احساس نمیکردند و همواره
با کمترین مخالفتی با بیشترین قدرت
به سرکوب کردن آن می پرداختند
ومردم بینوا را نیز با گرفتن مالیاتهای سنگین
و خرج های کمرشکن زندگی سرگرم کارخود میکردند .
بااین ترتیب دیگر اَحدّی "نای" و"قدرت"
بااین ترتیب دیگر اَحدّی "نای" و"قدرت"
مقابله با ایشان را نداشته
و ازاینروتاریخ ایران باتمامی گستردگی وزیبائی
و ازاینروتاریخ ایران باتمامی گستردگی وزیبائی
وجذابیتی که برای
دیگر ملل دنیا داشته است
دیگر ملل دنیا داشته است
برای مردم خود ایران سالهای درد واندوه بود ه است....
و همواره و همیشه سرشار ازانسانهای خرد ودرشت
و همواره و همیشه سرشار ازانسانهای خرد ودرشت
معتادی بود که
بوسیله حکومت به دلیل درسکوت نگاهداشتن
بوسیله حکومت به دلیل درسکوت نگاهداشتن
وخاموش کردن هر
صدائی وهر اعتراضی به دام اعتیاد می انداختند ،
صدائی وهر اعتراضی به دام اعتیاد می انداختند ،
در آنزمان امکان دسترسی
به مواد مخدر راحت تر بود که البته
( در گذشته بیشتر تریاک وافیون یافت می شد*)
و براحتی در دسترس عام وخاص قرار داشته
( در گذشته بیشتر تریاک وافیون یافت می شد*)
و براحتی در دسترس عام وخاص قرار داشته
وخود فرمانروایان ودرباریان نیز،
درعیش ونوش مجلسی خود به همین کار مشغول
بودند و بی هیچ مشغله ونگرانی و غمی ،مطمئن بودند که کسی برجا
نمانده است که بر علیه آنان قیامی تدارک دیده یا مشکلی درجهت سلطنت
وفرمانروائی آنان فراهم آورد.
* بیچاره مردمی که فرمانروایانش رایزن ! ، و رایزنانشان
فرمانروا هستند . ارد بزرگ
...و مردم این دوران نیز که چاره راهی نداشتند،
تنها چشم امید به این داشتند که کسی ازراه رسیده یاور آنان گردد
وبه نان وبخور نمیر فرمانروایان که با سختی ومشقت نیزفراهم
میشد، سر کرده وناامیدی ویاس درمیان مردم گسترشی
عمیق داشت.
* سردمداران ناشایست ترسشان از ناکارآمدیشان نیست ،
دوری از فرمانروایی آنها را می ترساند ! . ارد بزرگ
تا جائی که پیر وجوان تنها به زنده بودن واینکه روزی خود را
فراهم آوردند ،اندیشه میکردند وبس!
وهرگاه جارچیان فرمانروا ویا پادشاه وامپراطوری ها به میدانهای شهر
جهت اطلاع رسانی می آمدند مردم با هزاران امید درانتظار
خبرهائی بودند که ذره ای درحال وروز آنان اثری بگذارد.
* مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند!
آنان دگرگونی و بهروزی زندگی خویش را خواستارند !! . ارد بزرگ
بودند و بی هیچ مشغله ونگرانی و غمی ،مطمئن بودند که کسی برجا
نمانده است که بر علیه آنان قیامی تدارک دیده یا مشکلی درجهت سلطنت
وفرمانروائی آنان فراهم آورد.
* بیچاره مردمی که فرمانروایانش رایزن ! ، و رایزنانشان
فرمانروا هستند . ارد بزرگ
...و مردم این دوران نیز که چاره راهی نداشتند،
تنها چشم امید به این داشتند که کسی ازراه رسیده یاور آنان گردد
وبه نان وبخور نمیر فرمانروایان که با سختی ومشقت نیزفراهم
میشد، سر کرده وناامیدی ویاس درمیان مردم گسترشی
عمیق داشت.
* سردمداران ناشایست ترسشان از ناکارآمدیشان نیست ،
دوری از فرمانروایی آنها را می ترساند ! . ارد بزرگ
تا جائی که پیر وجوان تنها به زنده بودن واینکه روزی خود را
فراهم آوردند ،اندیشه میکردند وبس!
وهرگاه جارچیان فرمانروا ویا پادشاه وامپراطوری ها به میدانهای شهر
جهت اطلاع رسانی می آمدند مردم با هزاران امید درانتظار
خبرهائی بودند که ذره ای درحال وروز آنان اثری بگذارد.
* مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند!
آنان دگرگونی و بهروزی زندگی خویش را خواستارند !! . ارد بزرگ
چراکه آنان که بر اثر فقرمعتاد میشدند
بگونه ای مشغول خود بودند
وآنان که بعلت داشتن خانواده پر جمعیت
وآنان که بعلت داشتن خانواده پر جمعیت
گرفتار نان وبدهی مالیاتی خود بدولت و...
بودند نیز دیگر
وقت وزمانی برای اعتراض برایشان باقی نمیماند
و از سوئی کشاورز ودامدار نیز بنوعی دیگر
و از سوئی کشاورز ودامدار نیز بنوعی دیگر
سرکیسه میشد .
وهمگان خدمتگزاران نوکران وکنیزان
وهمگان خدمتگزاران نوکران وکنیزان
فرمانروا واطرافیان آنانمحسوب می شدند
ازاین دست داستانهای تاریخی هرچه بخواهید
در تاریخ ایران وجهانمیتوان یافت نمود
* سیاست بازان بدانند که فرمانروا همیشه به مردم بدهکار است.
* سیاست بازان بدانند که فرمانروا همیشه به مردم بدهکار است.
چیزی که مسلم است , ما نمیتوانیم
تاریخ ِ حقیقت ِواقعی ِآنچه گذشت را
هرگز انکار کنیم
وهرچه که تا کنون بر ایران وسایر کشورهای جهان
گذشته است
مورخان تمامی دنیا,
نویسندگان معاصر آن بوده اند
ومورخین معاصر فعلی
نیز همچنان به نوشتن تاریخ ادامه داده وخواهند داد
لذا هرچه اتفاق افتاده باشد
اگرچه میتواند درصورتی که روایت ویا داستان باشد
تفسیر شخصی توصیف شود.
اما یک " مورخ تاریخ نگار "
هرگز نمیتواند اعتقادات وافکار شخصی خود را
در تحقیقات خو د بعنوان تاریخ بنگارد یا بنویسد!
وچنانچه حتی خود در میان آنچه گذشت, باشد
وچنانچه حتی خود در میان آنچه گذشت, باشد
واز احساسات شخصی خود نیز درباب کسی و چیزی
بر آنچه گذشت
بنویسدآنگاه نیز
تاریخ شناسان وحتی مردم دانا ی زمانه
اینرا بخوبی میدانند که برای مثال
فلان فرمانروا وفلان پادشاه
که روایات بسیاری ازاو نیز درجامعه هست یا
از پیش بوده است
نمیتواند چیزی جز آن باشد که
اکثریت مورخین به اتفاق نوشته ومینویسند .!
وآنچه مسلم است این است که چنانچه
کم کاری یا حتی سوء قصد فکری وسوء تعبیری در نوشته مورخی
صورت گیرد
صورت گیرد
آنگاه دیگر مورخین وتاریخ شناسان جهان درهمان زمان وحتی
پس ازاو به انتقاد ومخالفت بااو خواهند پرداخت
پس ازاو به انتقاد ومخالفت بااو خواهند پرداخت
وواضح است که تاریخی که برخلاف واقعیت نوشته شود
با
مخالفتهای همگانی جهانی- کشوری - دولتی ومردمی
درسراسر دنیا روبرو خواهد شد
....
دنباله ی بخش در پست بعدی درهمین سایت....
فرزانه شیدا
چهارشنبه اول مهرماه ۱۳۸۸
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر ۱۳۸۸ ساعت 3:19 توسط فرزانه شیدا
|